مقدم میهمانان عزیز را گرامی میدارم وخواهان سربلندی شما و همه انسانهای آزاده میباشم : شهرام مظفر قدیرلی دوستدارشما

شانزدهمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، جهت بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در طی ماه مارس 2011 در مقر اروپائی سازمان ملل در شهر ژنو برگزار خواهد گردید.

در مخالفت با نقض حقوق بشراز سوی جمهوری اسلامی در ایران در تظاهرات 14 مارس در ژنو شرکت کنیم



زمان : صبح دوشنبه 14 مارس 2011 از ساعت 8 صبح



آدرس محل: ژنو جلوی مقر سازمان ملل متحد



فراخوان 25 بهمن آنچنان مورد استقبال مردم ایران قرار گرفته که لرزه بر اندام سرکوبگران انداخته و خودکامگان ِ مردم گریز و ستمگر به وحشت افتاده اند که آنچه که بر سر مبارک و زین العابدین بن علی آمد، گریبان رژیم ایران را نیز بگیرد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران وانمود میکند، خبر سرنگونی حسنی مبارک در آستانه‌ی تظاهرات 25 بهمن، اصلاً خبر خوشی برای آن رژیم نیست. رفتن مبارک و تغییر سیستم در مصر، مردم ایران را جسورتر و بی باک تر کرده و روحیه‌ی نیروهای سرکوبگر را بسیار ضعیف ساخته است، تا آنجا که حتی احتمال ریزش بین نیروهای سپاه و بسیج دور از ذهن نیست، به ویژه این که در میان بدنه سپاه و نیروهای رده پائین آن نارضائی آشکاری وجود دارد و ممکن است چنانچه مردم موفق به غلبه بر نیروهای حکومتی شوند، شماری از افراد سپاه و بسیج نیز به مردم بپیوندند – زیرا حاضر نیستند به سوی خواهران و برادران خود آتش بگشایند، افرادی که تنها خواسته آنان، رسیدن به همان هدف هائی است که مردم مصر خواستار آن بودند – یعنی مبارزه با فقر، توقف گرانی، کاهش بیکاری، قطع فساد مالی در ادارات دولتی و همچنین کنار رفتن افرادی که مدت سه دهه است گلوی مردم ایران را می فشارند و آنان را از ابتدائی ترین حقوق شهروندی محروم ساخته اند.
آنچه که مردم ایران باید از پیشینه‌ی مبارزات خود در سال گذشته و قیام امروز مردم مصر بیاموزند، ماندن در خیابان ها تا رسیدن به نتیجه است. مردم مصر شب ها را نیز در میدان التحریر و خیابانهای قاهره می ماندند و هرگز آنجا را ترک نگفتند. اشتباهی که مردم ایران در سال گذشته مرتکب شدند، ترک خیابانها به ویژه در روزهای 25 خرداد و  عاشورا بود. در عاشورای سال 88 خیابان های تهران به دست مردم فتح شد ونفس نیروی انتظامی در برابر مردم به شماره افتاد و به روایتی، هواپیمای آقای خامنه ای را، برای فرار ایشان از ایران در صورت سقوط تهران، آماده کرده بودند.
برای مردم مصر، تنها 18 روز پایداری و ادامه تظاهرات و اعتراض های کافی بود تا حکومت 30 ساله‌ی محمد حسنی مبارک مانند یک کاغذ باطله در هم پیچیده شود و او برای همیشه از صحنه‌ی قدرت کنار رود. مردم ایران باید بدانند که اگر آنان نیز این چنین پایداری نشان دهند، دیر نخواهد بود روزی که بتوانند فرشته آزادی را در آغوش بکشند.
 آنچه که در عرض تنها 18 روز در مصر رخ داد، همه را شگفت زده کرد و خبر از شروع فصلی جدید در تاریخ خاور میانه و شاید جهان داد. آنچه که در عرض یک ماه گذشته در شمال آفریقا و خاور میانه روی داده، در تاریخ معاصر بی سابقه و غافلگیر کننده بوده است.
سقوط زنجیره ای حکومت های دیکتاتوری با قدمت های 22 ساله و 30 ساله در منطقه،  این نکته را به همه گوشزد می کند که در عصر نوین، عصر ارتباطات و اینترنت،  عصر فیس بوک و یوتیوب و توئیتر، عصر ماهواره ها و تلفنهای دوربین دار، حکومت کردن بر مردمان بدون توجه به خواست و اراده‌ی آنان دیگر کار ساده ای نیست.
این روزها، تجمعات مردم در کشورهای دیکتاتور زده  از دنیای مجازی در فیس بوک و سایتهای اینترنتی آغاز می شود و در دنیای واقعی و خیابانها و میادین شهرها  به منصه‌ی ظهور میرسد.
فراموش نکنیم نقش اینترنت و یوتیوب را در به تصویر کشاندن خیزش مردم ایران پس از کودتای انتخاباتی سال 88. تصویر کشته شدن ندا آقا سلطان توسط یک تلفن همراه که امروزه در جیب هر شهروندی پیدا میشود و انتشار آن در یوتیوب، دنیا را تکان داد و جمهوری اسلامی را به لرزه انداخت. 
آن چه که در پس وقایع اخیر مصر و تونس برای ما ایرانیان سوال برانگیز شده، این پرسش است که چرا مردم آن دو کشور هر کدام در عرض کمتر از 3 هفته توانستند حکومتهای مستبد را به زیر بکشند، ولی جنبش آزادی خواهانه مردم ایران در پی ماه ها اعتراض نتوانست حاکمیت را در ایران تغییر دهد. در اینجا مقایسه‌ی رفتار حاکمان مصر و حاکمان  ایران و بازبینی ِ شرایط دو کشور شاید قدری پاسخگوی این پرسش باشد.
ابتدا این که محمد حسنی مبارک، با آن که یک رئیس جمهور ظاهرا دیکتاتور بود، ولی به اندازه‌ی سران حکومت ایران  ستمگری نمی کرد. رئیس جمهوری مصر هرگز به نیروهای مسلح فرمان تیراندازی به سوی مردم و کشتار آنان را نداد. حتی پس از وقایع خونین چهارشنبه در میدان التحریر که شتر سواران حامی مبارک به مردم معترض حمله ور گردیدن که کشته و زخمی شدن گروهی از تظاهرکنندگان را موجب گردید، دولت مبارک با دوری جستن از مهاجمین،  از مردم مصر رسماً عذر خواهی کرد و وعده داد که با عاملان آن جنایت برخورد کرده و به خانواده های قربانیان و آسیب دیدگان خسارت بپردازد.
مقایسه کنید این شیوه حسنی مبارک را با رفتار نظام اسلامی با معترضین در ایرانی! حکومت ایران وحشیانه به صفوف مردم بی دفاع، که به صورت مسالمت آمیز به دنبال رای دزدیده شده‌ی خود می گشتند، حمله ور شد و اراذل و اوباش رژیم از نیروی انتظامی گرفته تا بسیجی ها و لباس شخصی ها بر سر مرد و زن، پیر و جوان و خرد و کلان باتوم فرود آوردند و حرمت شهروندان ایرانی را شکستند و با شکنجه و تجاوز به دختران و پسران جوان در زندان بدنام کهریزک،  چنان لکه‌ی ننگی  بر جای گذاردند  که شنیدن آن بر پیشانی هر انسانی عرق شرم می نشاند.
حسنی مبارک و دولت او هرگز به معترضین مصری اهانت نکرده و با توسل به القاب زشت و نسبت های ناروا موجب تحقیر نشده و معترضین را "جاسوس و فریب خورده و مزدور بیگانه" خطاب نکرد.  و باز مقایسه کنید این رفتار رژیم مبارک را با گفتار و لحن سران رژیم اسلامی ایران. احمدی نژاد، جوانان معترض ایرانی را "خس و خاشاک" نامید، خامنه ای میلیون ها مخالف خود را "میکروب های سیاسی" نام نهاد و سران حکومت،  به مردم بپاخاسته‌ی ایران القابی چون "فتنه گر، فریب خوردگان، جاسوسهای اسرائیل و آمریکا و استکبار جهانی، مفسد فی الارض، محارب و پیاده نظام دشمن" نثار کردند!
از سویی دیگر، بنگرید به رفتار ارتش مصر و سپاه پاسداران ایران. ارتش مصر هرگز به سوی خواهران و برادران خود آتش نگشود و با ایستادن در کنار مردم، اعلام کرد که از خواست های دموکراتیک شهروندی حمایت می کند و دست به سرکوب مردم نخواهد زد. فراموش نکنید صحنه هایی را که مردم معترض مصر در کنار تانک های ارتش می خوابیدند و با بالارفتن از تانکها و خودروهای نظامی، به سربازان گل هدیه می کردند و با برادران نظامی خود به روبوسی می پرداختند.
و باز مقایسه کنید این رفتار را با رفتار نیروهای سپاه پاسداران و بسیجیان تحت امر خامنه ای! سپاهی که برای دفاع از آب و خاک و ناموس مردم شکل گرفت و وظیفه اش حمایت و حفاظت از جان تک تک شهروندان ایرانی است، خود به بدترین و مخوف ترین نیروهای سرکوبگر و مردم ستیز مبدل گردیده و به جای حمایت از مردم، محافظ تاج و تخت علی خامنه ای گشته است. 
سران سپاه پاسداران که با  شکم های سیری ناپذیرشان، ثروت و منابع ملی ایران را بلعیده اند و عطش قدرت و جاه و مقام  چشمانشان را کور کرده است، در برابر مردم می ایستند و  آنان را تهدید به قتل و نابودی می کنند! کجا سران ارتش مصر را می توان با فرماندهان عربده کش و قمه به دست سپاه پاسدارن مقایسه کرد؟!!
حکومت مصر با به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم،  به تظاهر کنندگان مصری اجازه داد که در خیابانها بمانند و ارتش را مامور حفظ جان آنان کرد، اما حکومت تهران کوچکترین تجمعی را تاب نیاورد و با هر اعتراضی وحشیانه و دیوانه وار برخورد کرد، تا جایی که در روزهای اعتراضات مردمی در ایران، حتی عابرین پیاده و کسانی که برای رفتن و بازگشتن از محل کار خود در خیابانها تردد می کردند، کتک می خوردند وبازداشت می شدند!
در چنین شرایطی و با تفاوت های فاحشی که میان حکومت و ارتش مصر با رژیم ایران و نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی وجود دارد، می توان درک کرد که چرا جنبش مردم ایران، که ماه ها پیش از خیرش ملتهای عرب به وقوع پیوست، آنگونه ناکام ماند اما مصریها و تونسی ها توانستند کار را به سرانجام برسانند.
اما این بازی در همین جا پایان نمی پذیرد و این چنین کام کودتاچیان و دیکتاتورهای ایران از این پیروزی کاذب شیرین نمی ماند. اتفاق جدیدی که  در خاور میانه افتاده، معادلات را به نفع ملت ایران تغییر داده است: سرنگونی حکومت های مبارک و بن علی، روح تازه ای  در کالبد خسته‌ی جنبش دموکراتیک مردم ایران دمیده که باعث شده مردم ِ به جان آمده از ظلم و ستم رژیم اسلامی،  با امیدی دگربار و با الهام گرفتن از قیام های مردم مصر و تونس به این بیاندیشند که نیروی ملت ها بسیار قوی تر و عظیم تر از آن است که دیکتاتورها بتوانند آن را مهار کنند و به زنجیر بکشند. زمانی که ملت ها بخواهند و به خودباوری برسند، نیرویی آزاد می شود که شکست ناپذیر و مهار ناشدنی است و بساط هر نظام مستبد و آدمکشی را بر می چیند.
حکومت ایران که از آزاد شده چنین نیرویی در میان مردم ایران می ترسد ادعا می کند که  این پس لرزه های  انقلاب اسلامی بوده که پس از سی و دو سال تازه به مصر رسیده  است!  باید از عوامفریبان حکومت تهران پرسید که آخر  کدام پس لرزه است که سی و دو سال طول بکشد؟!!   آنان می خواهند ذهن مردم را از این حقیقت انکار ناپذیرمنحرف کنند که  قیام های غافلگیر کننده‌ی مصر و تونس، خود زلزله های جدیدی است که اتفاقً اینبار  پس لرزه های آن است که به ایران  دیکتاتور زده خواهد رسید و طومار حکومت اسلامی را درهم خواهد پیچید.
حکومتی که ادعا می کند اکثریت مردم ایران از آن حمایت می کنند و جنبش آزادی خواهانه مردم ایران جنازه ای بیش نیست، از فراخوان تظاهرات روز دوشنبه 25 بهمن سخت به هراس افتاد و آن چنان از این به اصطلاح خودشان "جنازه" می ترسد که با تهدید و ارعاب و قطع شبکه های اینترنتی و بازداشت فعالان سیاسی، می خواهد مانع از شکل گیری دوباره‌ی تجمعات اعتراضی در شهرهای ایران شود.
درس مهمی که مردم تلاشگر ایرانی از رویدادهای مصر و تونس گرفته و می گیرند آن است که آنان در میدان ماندند و تا فروپاشی رژیم پوسیده، به حضور در صحنه ادامه دادند. اگر این چنین نمی کردند، نه زین العابدین بن علی و نه محمد حسنی مبارک حاضر به ترک حکومت می شدند.
مردم ایران این بار هنگامی که به خیابان می آیند می دانند که نباید پیش از رسیدن به هدف صحنه را ترک گویند و به خانه های خود باز گردند، چرا که تجربه نشان داده بازگشت به خانه ها، هزینه ای بس سنگین تر از ماندن در خیابان ها دارد.
به هر روی مردم ایران چه درروز 25  بهمن به خیابانها بیایند و چه در روزی دیگر،  این واقعیت انکار ناپذیر است که رژیم ایران در آستانه سقوط قرار گرفته و دومینوی فروپاشی زنجیره ای رژیم های خودکامه در منطقه، به زودی به ایران می رسد و کارنامه‌ی یکی از مخوف ترین و بدنام ترین رژیم های دیکتاتوری تاریخ را در هم خواهد پیچید.


"همدمی" - با نزدیک شدن موعد فراخوانی میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای انجام تظاهرات به پشتیبانی از خیزش مردمی در مصر و تونس، و در حالی که اوضاع در الجزایر و بمن نیز به روند فزاینده ای رو به وخامت می رود، مقامات جمهوری اسلامی ایران بر تلاش های گسترده برای جلوگیری از هرگونه بیان اعتراض نسبت به رژیم افزوده اند – و در عین حال نیز سخنگویان آمریکائی به شیوه ای آشکارتر در کنار مردم ایران قرار گرفته و از حکومت خواستار شده اند به سرکوب پایان بخشد و به مردم امکان دهد به تظاهرات مسالمت آمیز دست بزنند.
در روزهای اخیر، در عین حال که رهبران حکومت ایران بر ادعای خویش درباره آن که انقلاب مردمی در مصر و تونس نشأت گرفته از رویدادهای سی و دو سال پیش ایران است، افزوده اند – در عین حال بسیار نگران هستند که روند مشابهی در ایران رخ دهد و ترس مردم بریزد و آن ها به خیابان ها آمده و برانداختن رژیم را خواستار شوند. محمد رضا نقدی امروز (یک شنبه 24 بهمن ماه – 13 فوریه) دوباره از نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خواستار شد در کتک زدن و مجروح کردن تظاهر کنندگان، حتی اگر از خانواده نزدیک خود آنان باشند، روی گردان نشوند. بسیاری از سازمان های معترضین و مخالفان رژیم با انتشار بیانیه های مردم را فراخواندند علیرغم سرکوبگری ها، در تظاهرات فردا شرکت جویند.
دروغ پردازی رژیم: «سازمانهای جاسوسی غرب
می خواهند فردی را در تهران به آتش بکشند»
وزارت کشور در ایران در ساعات پیش از ظهر امروز یک بار دیگر تاکید کرد که "هیچ مجوزی برای راه پیمائی به بهانه حمایت از مردم مصر صادر نمی شود". در روزهای اخیر نیز بارها گفته شده بود که به درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی پاسخ مساعد داده نخواهد شد.
بدین سان، حکومتی که خیزش مردمی مصر و تونس را متعلق به خود می داند و ادعا کرده که "به زودی خاورمیانه از شر اسرائیل و آمریکا خلاص خواهد شد"، این چنین از احتمال به خیابان آمدن مردم و برگزاری تظاهرات غیرفرمایشی به هراس افتاده است.
محمد رضا نقدی که در حال حاضر رئیس سازمان بسیج مستضعفین است، ولی شدیدترین سخنان را علیه تظاهرات مردمی در ایران بیان داشته، امروز ادعا کرده گفت: «سازمان های جاسوسی غربی به دنبال این هستند که فرد عقب مانده ای را پیدا کنند که خود را در تهران آتش بزند و این کار را با شروع تحولات تونس و مصر شبیه سازی کنند».
این دروغ پردازی از عمق نگرانی های رژیم در مورد احتمالات فردا پرده بر می دارد.
ادعای نقدی در مورد "سازمان های جاسوسی" بخشی ای تلاش همیشگی حکومت است که اعتراض های مردمی را نشأت گرفته از "توطئه های سازمان های جاسوسی بیگانه" معرفی کند.
همچنین این احتمال که همانند رویدادهای تونس، یک فرد دانشگاه دیده ولی بی کار ایران در اعتراض به فقر و گرانی دست به خودسوزی بزند، حکومت را به شدت نگران ساخته است.
محمد رضا نقدی که در دیداری با سرکوبگران تظاهرات اعتراضی تابستان سال گذشته (پس از انتخابات ریاست جمهوری) سخن می گفت، افزود: «بسیجیان جدیت خود را به پیروی از امام زمان به اثبات رسانده اند و حاضرند در این مسیر جان فدا کنند».
معاون مدیرکل سیاسی وزارت کشور (مهدی علیخانی صدر) در استدلال به این امر که چرا حاضر به صدور مجوز تظاهرات نیستند، گفت: «آن ها پیشتر از دیکتاتوری چون مبارک حمایت کرده بودند و اکنون هم به القای انگلیس می خواهند تحت تاثیر بودن پیروزی ملت مصر از انقلاب اسلامی ایران را کم رنگ کنند».
فرمانده سپاه پاسداران تهران: «اجازه نمیدهیم
که فتنه گران بخواهند حکومت ما را براندازند»
در پیام هائی که توسط وبلاگ نویسان ایرانی امروز به روی اینترنت قرار گرفت، از اقدامات الکترونی حکومت برای جلوگیری از ارتباط بین شهروندان و تظاهرکنندگان گزارش هائی منتشر شده است. یک وبلاگ نویس به نام "سبز هشتم" نوشت: امروز سرعت اینترنت از مرز حلزونی هم گذشته است. ایمیل که اصلا کار نمی کند. یاد حرف لاریجانی می افتم که خطاب به دولت مبارک گفته بود "قطع کردن اینترنت دردی را از شما دوا نمی کند".
در گزارش های دیگر آمده است که حکومت در آستانه تظاهرات 25 بهمن، ده ها اتوبوس حامل افراد بسیجی را از شهرستان ها به تهران آورده است.
خبرنگار آزاد از تهران گزارش داد که به این بسیجی ها گفته شده که آن ها ماموریت دارند با یک گروه از کفار و دشمنان اسلام برخورد کنند و باید بی رحمانه دست و پای آن ها را بشکنند.
رسیدن این گزارش ها – دو روز پس از آن که حکومت در ایران از پیروزی انقلاب مردم مصر سرمست شد و آن را به خود و انقلاب اسلامی شیعه نسبت داد، برای رژیم می تواند بسیار دردآور باشد – زیرا عملا همه تبلیغات و ادعاهای پیشین حکومت را خنثی می کند.
یک وبلاگ نویس دیگر ایرانی، ضمن تائید خبر استقرار شمار زیادی از افراد بسیجی در تهران، نوشت: «آن ها وقتی وارد مسجد می شدند، سر خود را پائین انداخته و از نگاه کردن به قیافه مردم خجالت می کشیدند».
حسین همدانی فرمانده سپاه پاسداران در تهران در مصاحبه ای تاکید کرد که این بار رفتار افراد بسیج و دیگر واحدهای سرکوبگر حکومت با تظاهر کنندگان بسیار بی رحمانه تر خواهد بود.
این سپاهی که یکی از سرکوبگرترین افراد رژیم است، افزوده گفت: «این دفعه اجازه نخواهیم داد که با فتنه، در یک دوره کوتاهی متوقف شویم».
«تهران حال وهوای پس ازانتخابات تقلبی ریاست
جمهوری در تابستان سال گذشته را گرفته است»
پس از آن که از پرزیدنت اوباما انتقاد شده بود که چرا در عین ابراز پشتیبانی قاطع از خیزش مردمی در مصر، پیکار ملت ایران در راه رسیدن به آزادی را نادیده گرفته بود، و در حالی که این سکوت همچنان ادامه دارد، ولی یکی از مقامات ارشد کاخ سفید دوباره از رهبران جمهوری اسلامی خواستار شد از تظاهرات قانونی و آرام ایرانیان جلوگیری نکنند.
تام دانیلون که مشاور امنیت ملی کاخ سفید است، به سیاست یک بام و دو هوای رژیم در ایران اشاره کرد و گفت: «حکومت ایران آن چه را که مدعی بود در مورد شهروندان مصر تحسین برانگیز است، برای شهروندان ایرانی غیرقانونی خوانده و اجازه تظاهرات را نمی دهد».
پیشتر نیز جو بایدن معاون ریاست جمهوری ایالات متحده خواهان آن شده بود که دولت ایران از مخالفت با تظاهرات مسالمت آمیز مردم دست بردارد.
آگاهان سیاسی گفتند: در حالی که اظهارات شخص پرزیدنت اوباما و همکاران نزدیک او علیه پرزیدنت مبارک و حکومت وی بسیار قاطعانه بود، سخنانی که در انتقاد از جمهوری اسلامی ایران بیان گردیده، بسیار ملایم و سطحی است.
روزنامه کیهان تهران که همیشه زبان بسیار خشونت آمیزی به کار می گیرد، در شماره امروز (یک شنبه) خود در پاسخ به این موضوع که چرا حکومت از دادن مجوز برای تظاهراتی که ظاهرا به پشتیانی از خیزش مردمی مصر و تونس برپا می گردد خودداری می ورزد، نوشت: پس از انتخابات (تقلبی) ریاست جمهوری، همه تظاهرات "به محل جولان ضد انقلاب و گروهک های تروریستی بدل شد".
بدین سان، از دیدگاه سران حکومت اسلامی ایران، معترضین مصر و تونس (با آن که همه خواسته های آنان جنبه سکولار داشته و دارد) "مجاهدین اسلامی" بوده اند، ولی مردم ایران که برای رسیدن به حداقل حقوق شهروندی تلاش می کنند "ضد انقلاب و گروهک های تروریستی" و همچنین "خس و خاشاک" نامیده می شوند.
خبرنگار آزاد در تهران امروز گزارش داد که در پایتخت حال و هوای پس از انتخابات تقلبی ریاست جمهوری برقرار شده است.

دوره بیداری و بپاخاستن مردم فرارسیده است. نظام های استبدادی، فاسد و ارتجاعی در شمال آفریقا و خاور میانه، در ایران و مصر و تونس و یمن و ... زیر ضرب مردم ستمدیده قرار گرفته اند. دیکتاتورها به وحشت افتاده اند و کاخ ستم و استثمار و بساط دزدی و چپاول شان در خطر قرار گرفته است. مردمی که نسل اندر نسل تحقیر و بی حرمت شده اند و هست و نیست شان توسط طبقات حاکم و دولت های فاسد آنها به یغما رفته است، سر بلند میکنند تا آزادی، زندگی و کرامت انسانی خود را بازیابند.
دیکتاتورها باید بروند و نظام های دیکتاتورها که بیحقوقی مطلق، فقر، بیحرمتی، تبعیض، شکنجه و اعدام و زندان و کثیف ترین خشونت ها را به صدها میلیون انسان شریف و زحمتکش تحمیل کرده اند، باید در هم شکسته شوند. از سیستم قضائی تا قانون گذاری، از نیروهای سرکوب تا بوروکراسی فاسد، از قانون اساسی تا قوانین قضائی و کل قوانین شان باید برچیده شود و سران این حکومت ها به جرم دهها سال جنایت به محاکمه کشیده شوند تا دنیا ببیند اینها با مردم چه کرده اند و دول غربی و رسانه های نوکر چگونه از این جنایتکاران حمایت کرده اند و درمورد جنایاتشان سکوت کرده اند.
گرسنگان و محروم شدگان نان میخواهند، آزادی میخواهند، رفاه و حرمت و کرامت میخواهند. زندگی میخواهند. آینده میخواهند. این حقوقی است که نسل اندر نسل از آنها سلب شده است. و تنها با انقلاب است که میتوانند از طبقات حاکمه این کشورها پس بگیرند. انقلاب تنها راه و تنها ابزاری است که برای مردم محروم این جوامع باقی مانده است و در پرتو انقلاب ٢٠٠٩ در ایران و امروز در تونس و مصر، این کلمه بار دیگر مفهوم آزادیخواهانه و حق طلبانه خود را در نزد صدها میلیون انسان شریف در سراسر جهان باز یافته است.


زنده باد انقلاب های آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و ایران
زنده باد آزادی، برابری، رفاه، کرامت و حرمت انسانی
زنده باد همبستگی مردم جهان با انقلابات آزادیخواهانه در مصر و تونس و ایران
زنده باد سوسیالیسم

حزب کمونیست کارگری ایران
١٠ فوریه ٢٠١١، ٢١ بهمن ١٣٨٩

در روزهای اخیر نقشه حذف سوبسیدهای احتیاجات روزانه مردم که بسیار موزیانه طرح هدفمند کردن یارانه ها" نام گرفته به اجرا درامد.
و در این راستا پرش ناگهانی قیمتهای دولت دست نشانده رهبر و ولی فقیه رژیم آنچنان رکورد شکن و شوک آور گردیده که بسیاری از مردم را از خرید مایحتاج روزانه شان ناتوان کرده است.
چند برابر شدن قیمتهای مایحتاج عمومی همراه با قیمت نجومی سوخت که هزینه حمل و نقل را چندین برابر خواهد کرد، گواه تورمی افسار گسیخته است که بر اقتصاد لاغر و بی جان کشور مستولی شده است. در این وضعیت، ناتوانی اقشار کم درآمد از تامین حداقل نیازهای روزانه خانواده های خود چیزی نیست که نیازمند توضیح باشد.
اما در کنار افسار گسیختگی قیمتها، به گزارش فعالان حقوق بشر از داخل کشور، شورای عالی امنیت ملی رژیم به مسوولان خبرگزاری ایلنا دستور داده است که خبرهای مربوط به اعتراضات کارگری را پوشش ندهند و درمورد انتشار سایر اخبار کارگری نیز دقت عمل داشته باشند.

این محدود سازی خبرگزاری نیمه مستقل داخل کشور برای انتشار اخبار کارگری می تواند دلایل فراوانی داشته باشد.
اول از همه اینکه ، حداقل دستمزد کارگران برای سال 1390 را زیر 400 هزار تومان بیان می کند. این درحالی است که سال گذشته حداقل دستمزد 303 هزار تومان تعیین شده بود.
این حداقل دستمزد طبق برآوردهای آماری بانک مرکزی از هزینه خانوارهای شهری، حدود یک سوم هزینه آنها را پوشش می دهد. یعنی، حداقل دستمزد کارگران یک سوم خط فقر در رژیم ولایت فقیه تعیین می گردد.
حال با توجه به اجرایی شدن طرح قطع سوبسیدها در مورد برخی اقلام مصرفی خانوارهای کارگری، افزایش قیمتی چند صد برابر اتفاق افتاده است. با این حساب، حداقل دستمزد کارگران برای یک خانواده 4 نفری اگر بر اساس همان گمانه زیر 400 هزار تومان باشد، کفاف نان خالی سفره خانواده های کارگری را نیز نمی دهد.
همه اینها وقتی دستور شورای امنیت ملی رژیم ولایت فقیه را در محدود سازی انتشار اخبار اعتراضات کارگری توضیح می دهد که بدانیم حداقل هزینه یک خانوار در شهرهای بزرگ کشور طبق برآورد بانک مرکزی در سال جاری یک میلیون و پانصد هزار تومان برآورد شده است.
از سوی دیگر، مرکز پژوهشهای مجلس عنوان می کند که تورم انتظاری از اجرای هدفمندی یارانه ها بیش از 60 درصد خواهد بود. با این حساب اگر در بر همان پاشنه سابق بچرخد، باید حداقل دستمزد کارگران در سال 1390 بالاتر از 60 درصد نسبت به سال گذشته بیشتر شود.
اما این اتفاقی است که هرگز نخواهد افتاد زیرا از هم اکنون بسیاری از کارخانه های کشور کارگران خود را اخراج کرده اند. همچنین، بسیاری از کارگران ماه هاست که همان اندک دستمزد خود را نیز دریافت نکرده اند و نگران معاش خانواده های خود هستند. طبیعی است در چنین اوضاعی صدای اعتراض کارگرانی که در زیر بار تورم  له شده اند، بلند شود. این است که شورای امنیت ملی رژیم جلو شنیدن شدن صدای اعتراض کارگران را بسته و فعالان شان را نیز دستگیر و زندانی کرده است.
ترس رژیم از کارگران به دلیل توان و قدرت فلج سازی رژیم توسط آنان در یک اعتراض سراسری است. به همین علت تلاش می کند تا صدای آنان را خفه کرده و جلو بروز هرگونه اعتراض جمعی را بگیرد.
حمایت از کارگران و انعکاس صدای اعتراض آنها یکی از وظایفی است که برعهده نیروهای آگاه و فعالان اجتماعی و سیاسی است.
اقدام شورای امنیت ملی رژیم برای خفه کردن صدای کارگران را با همراهی کردن آنان و پژواک دادن صدای اعتراض شان خنثا کنیم.
حمایت از کارگران سرکوب شده، وظیفه تک تک ما انسانهایی است که در خارج از کشور آزادانه زندگی میکنیم. بپا خیزیم تا  صدای اعتراض کارگران ایران باشیم. 

از شروع اعتراضات بعد انتخابات تا امروز بیش از یکسال گذشته است  اشخاص مختلفی خود را انقلابی  و سبز می پندارند مثلا 
فاطمه رجبی هم جزء منتقدان احمدی نژاد بود .که طرف به او میتازد که چرا باید در لیست مقامات دولتی زنان باشند، وبعنوان دلیلی قاطع بر نقد خود،میگوید این مخالف سیره امام خمینی است.
گرچه حرفهای این مزدور حکومتی احتیاجی به تاویل و تفسیر ندارد، ولی نکته بسیار مهمی را در رابطه با کل جنبش مبارزاتی جاری در بطن خود حمل میکند. هر مبارزه ای علیه رژیم جنبه مترقی و آزادی خواهانه ندارد.
 بخش های مختلف امپریالیستها و مرتجعین برای حفظ و گسترش منافع استثمارگرانه و استعماری علیه یکدیگر مبارزه میکنند .
گرچه بخش هائی از آنها چون بنیادگرایان مذهبی و دولی چون صهیونیستهای اسرائیل وقیحانه و عاری از هر شرمی مطامع و خواست های ارتجاعی خود را مطرح میکنند، اما در روزگار کنونی برای فریب توده های مردم آنها اکثرأ تحت لوای دمکراسی و دفاع از آزادی فلان و بهمان بر روی صحنه ظاهر میشوند.
گذشته از مرتجعین و امپریالیستها این نکته در مورد تمامی مبارزات سیاسی و راه حل ها و سبک های مبارزاتی چه از طرف قشر مستضعف باشد یا از اقشار دیگر نیز بنوعی صادق است. باین داستان نماز جمعه وشرکت کردن یا نکردن رفسنجانی و رهنمود اسلام سبز برای غرق مصلای نماز جمعه دقت کنید. اسلام سبز با آب وتاب میگوید با شرکت میلیونی کنترل انحصاری محل های قدرت کودتاگران را از دست آنها بیرون میکشیم! و اعتراض خود را مطرح میکنیم! "شرکت در نماز جمعه" تحت لوای اعتراض. اسلام سبز دیگر نمی تواند تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز میلیونی بگذارد لذا در نهایت زرنگی از تجمعات قانونی رژیم سود برده هواداران خود را می خواهد به صحنه بیاورد. لابد آنکس که کماکان دنبال بقدرت رسیدن اسلام سبز است در نماز علیرغم اعتقاد داشتن یا نداشتن به اسلام شرکت خواهد کرد و آنهائی هم که اعتقادی باین کار ندارند مثل دفعه گذشته در اطراف نماز جمعه تجمع خواهند کرد. این تجمع برگزار خواهد شد. پیروزی یا شکست آن را ولی نمی توان از تعداد شرکت کننده و یا میزان درگیری با اوباشان اسلامی، موفقیت در عقب راندن آنها و غیره نتیجه گرفت. در این مبارزه جماعت متوهم به اسلام سبز، گیرم با انگیزه های مختلف، میروند تابا اسلام، اسلام را شکست دهند. بقول خود رفسنجانی در جمعبندی از سی تیر مجاهدین، این ممکن نیست.
اسلام سبز علاوه بر تعهد و وابستگی اش به بنیادهای نظام اسلامی، چشم امیدش همان نیروهای مسلح اوباشان اسلامی است. آنها اگر بقدرت برسند از طریق همین اوباشان اسلامی حکومت خواهند کرد.امروزه هرکس  میداند برای نبرد احتیاج به ارتش است. اما اسلام سبز و حامیان امپریالیستش با تمام قدرت مردم را از متشکل شدن و مسلح شدن بر حذر میدارند. تمام تبلیغات آنها اعتراض مدنی و در بهترین حالت اعتراض مسالمت آمیز خیابانی است. و آنهم فقط برای پس گرفتن آراء کذا. آنها مردم را فقط برای مشروعیت خودشان می خواهند. وگرنه کدام دیوانه ای مردم را با دست خالی، بدون تشکل و سازماندهی به مقابله مستقیم با اوباش تا بدندان مسلح و متشکل رژیم میفرستد آنهم با شعارهای اسلامی! رژیم خونخواران اسلامی را بدون در هم شکستن ارتش اوباشان اسلامی نمی توان بزیر کشید.
تکیه و امید اسلام سبز همین اوباشان اسلامی هستند که در حال پیگرد و دستگیری بهترین دختران و پسران مردم بوده، آنها را به سیاهچال های قرون وسطائی برای شکنجه و تجاوز برده در نهایت یا بقتل می رسانند و یا معلول و بیمار برای چشم زهر گرفتن از باقی مردم در خیابان ها رهایشان میکنند. علیرغم این واقعیت، از نظر سیاسی آنها در عرصه عمومی دست بالا را دارند و این با کمک ها و کارچاق کنی عده ای به اصطلاح مخالف نظام که اتفاقا پنهانی و همه جا دست یاری به نظام مید هند ممکن گشته است. این جماعت کار چاق کن است که مرتب شعار "الله اکبر" را دم میگیرد و در هر تجمعی زیر پرچم وحدت سبز و " جنبش رنگین کمان" در عین زوزه دمکراسی و آزادی مانع از ابراز وجود انقلابیون  میشود.این جماعت و هم فکرها و دنباله روانشان هستند که تحت لوای "دمکراسی مستقیم یا مشارکتی" با هزار ترفند و با تمامی قوا تلاش میکنند مانع از شکل گیری انقلاب میشوند.
 بیجهت نیست که قشر مستضعف  جامعه ایران با وجود اینهمه جانفشانی زنان و مردان مبارز هنوز بشکلی موثر پا میدان نگذاشته است. دلیل آن این است که میدان از نظر سیاسی و درنقاطی از نظر عملی دست عمله و اکره اسلام سبز است. زحمتکشان  و مستضعفین این احساس را دارند که شعار"الله اکبر" یعنی برقرار باد رژیم اوباشا اسلامی.  و تنها اکثریت خاموش  ایران را با شعار"سرنگونی جمهوری اسلامی میتوان روشن ساخت و به جریان درآورد .
 نتیجه این که از دل مبارزات جاری راه و روشی دیگر باید شکل بگیرد. چراکه سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری حکومت دمکراتیک حقیقی نیاز به حظور اکثریت  جامعه ( قشرکم درآمد) و برنامه و هدفی عاری از ارتجاع و مرتجعین امپریالیست پرست دارد.

به سالگرد انقلاب ۵۷ نزدیک میشویم. ۲۲ بهمن برابر با ١١فوریه سالگرد انقلاب ۵۷ ، در ایران و خارج کشور مردم خود را برای اعتراضات گسترده آماده میکنند. این فرصت دیگری است که متحد به میدان بیائیم و برای بزیر کشیدن جنایتکاران حاکم بر ایران، اعتراضات گسترده در سراسر جهان بر پا کنیم.
با تمام قوا در هر شهر و کشوری که هستید خود را برای تظاهرات های وسیع در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و میادین شهرها آماده کنید. همه جا باید صحنه اعتراض گسترده مردم برای به زیر کشیدن جمهوری اسلامی باشد. هرچه اعتراضات ما در خارج کشورگسترده تر باشد هزینه مردم در ایران برای به زیر کشیدن این حکومت کمتر خواهد بود. لیست برنامه های اعتراضی که تا کنون اعلام شده است بدین قرار است:

سوئیس- برن
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۳تا ۱۵
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
تلفن تماس: ۰۰۴۱۷۶۳۰۶۰۷۲۳

موشک بالستیک می سازد، مسئولیت حفاظت از بیت رهبری را بر عهده دارد،عملیات تروریستی خارج کشور انجام می دهد و رهبری می کند، جاده می سازد، تمام شرکت های اینترنتی را در دست دارد، کلا شرکت مخابرات را خریده و سد سازی می کند و لوله هم میکشد و هفته گذشته اعلام کرده است برای تغییر سرفصل کتاب های رشته علوم انسانی در دانشگاه ها شروع به کار کرده  می خواهد روش و روش شناسی جدیدی در علوم انسانی در سطح دنیا معرفی کند و خلاصه علوم انسانی را می خواهد زیر و رو کند و کل تجربه بشریت معاصر را به چالش بکشد!!
هفته گذشته فرمانده دانشگاه امام حسین سپاه اعلام کرد سپاه پاسداران برای ایجاد تحول در علوم انسانی پیشقدم می شود و کاری جدی را آغاز کرده است. هفته گذشته هم در همایش وزرات آموزش و پرورش یکی از مسئولین آن اعلام کرده بود خانواده ها هوشیار باشند که اینترنت و موبایل دین جوانان را نابود نکنند.

نوید مینایی

اینها به خوبی می داند دین ستیزی جوانان و کنار گذاشتن مظاهر دینی  بزرگترین خطر برای حکومت منحوس شان است. معلوم است که به هر طریق ممکن هر کسی طرفدار نظام و سرباز نظام است می خواهد در هر عرصه ای که هست و به هر جایی که دستش می رسد رنگ و بوی اسلامی بدهد و شعارهای اسلامی را ترویج کند. این را حتی در تلاش امثال موسوی برای مذهبی کردن اعتراضات مردم به حکومت مذهبی نیز می بینیم. مثلا شعار الله اکبر و چسباندن جنبش اعتراضی مردم به اسلام و دین از جمله تلاش های امثال موسوی برای به شکسست کشاندن مبارزات ضد حکومتی مردم بوده و هست. مردم علیه حکومت مذهبی به پا خواسته اند و ان وقت شعار مذهبی به خوردشان بدهی معلوم است تضعیف شان کرده ای!
حکومتی که سر تا پایش دست نظامیان به اصطلاح ایدئولوژیک است معلوم است در موقعیت خوبی به سر نمی برد، بلکه معلوم است کلا در لاک دفاعیست و علیرغم عربده کشی هایش حالش و روز اصلا مساعد نیست و از هر جهت باید از خود در مقابل تعرضات جامعه، چه داخلی و چه بین المللی دفاع کند. نیروی نظامی اش را در مقابل مردم معترض تقویت می کند و امروز مثلا برای مقابله با تفکر غالب در جامعه که تفکری مدرن و امروزی بر اساس حقوق برابر انسان ها و مدرنیسم و تجدد طلبی ست به میدان می آید البته به جای قلم سلاح در دست دارند و همان کاری که ۳۲ سال است انجام داده اند را امروز با ژستی دیگر می خواهند تجدید سازمان کنند، نیروی مسلح و تروریستی سپاه می خواهد علوم انسانی را دگر گون کند چرا؟
اسلام ستیزی و نفرت مردم و به خصوص جوانان از شعارها و نشانه های اسلامی در جامعه و زندگیشان برای حکومت اسلامی مرگ آور است. در نتیجه تلاش سران رژیم در یک سال گذشته برای پیدا کردن راه حلی در مقابل دین ستیزی جوانان  وارد مرحله جدیدی شده است. یک سال پیش خامنه فتوای جنگ علیه علوم انسانی را صادر کرد و ۱۲ رشته علوم انسانی که مطابق با قرآن و اسلام نبودند تعطیل و هزاران جوان از راه یافتن به دانشگاه محروم شدند.
می دانند نسل جوان در ایران از دین و اسلام گریزانند می دانند از هر فرصتی برای نقد و کنار گذاشتن دین استفاده می کنند و رایج ترین جک های آن جامعه مربوط به خدا و پیغمبر و مقدسات دین است و همه این ها در شرایطی صورت می گیرد که برای هر کدام از این ها شدیدترین مجازات ها در قانون اسلامی وجود دارد.
و دقیقا برای حفظ حکومت ست که هر کدام از این جانوران اسلامی به دست و پا افتاده اند که شعارهای اسلامی را در بین مردم رواج دهند، یکی با تعطیلی دانشگاه ها و گردن زدن و زبان بریدن و اعدام و سنگسار، یکی با تلاش برای ترویج شعارهای اسلامی در اعتراضات مردم و رنگ اسلامی دادن به مبارزات مردم علیه حکومت اسلامی! مبارزاتی که اتفاقا علیه حکومت شعارهای اسلامی در جریان است!
انچه مسلم است اینست که جمهوری اسلامی حکومتی قرون وسطائی و علیه تمدن و تغییر و پیشرفت و آزادی و رفاه است و پایه همه دشمنی هایش را بر اسلام و شعارهای اسلامی استوار کرده است، اما نکته مسلم دیگر اینکه جوانان هم از اسلام و شعارهای اسلامی حاکم بر جامعه متنفر هستند و خواهان پایان دادن به این فضای سرکوب و عقب ماندگی و تحقیر آمیز هستند.
و به همین دلیل است که باید با تمام قوا علیه هر گونه نشانه های دینی ایستاد، جوانان باید دین و شعارهای دینی را از زندگی و مبارزه شان علیه حکومت حذف کنند و در مقابل آزادی و برابری انسان ها را قرار دهند. شعارها و قوانین و نشانه های دینی در راستای حفظ سلطه دین و حکومت دینی بر زندگی انسان هاست. جوانان در ایران باید پرچم دار یک رنسانس عظیم اجتماعی باشند که اولین هدفش جارو کردن دین از سطح جامعه و دخالت آن در زندکی افراد است.
جوانان کمونیست 

نوشته  نوید مینایی

اسامی ٩٠ نماینده کنگره ھفتم حزب، منتخب تشکیلاتھای کشوری در نشریه انترناسیونال شماره ۳۲۴ به صورت زیر منتشر گردید.


١- مسعود آذرنوش ٢- داود آرام ٣- خسرو آرمانيان ٤- دنيس آزاد ٥- صابر آزاد ٦- حسن آقاياري ٧- منيژه اتمامي ٨- پگاه احمد زاده ٩- مجيد اصلي ١٠ - سعيد اعتضاززاده ١١ - ارسلان امجديان ١٢ - صبري اميرحسيني ١٣ - سيروس ايلبيگي ١٤ - فرشته ايلکا ١٥ - محمد باقر تاش ١٦ - پيمان بخشايش ١٧ - شادي بهار ١٨ - شهاب بهاري ١٩ - داريوش بيگي ٢٠ - زمانه پرتوي ٢١ - پريسا پناهي ٢٢ - پريسا پوينده ٢٣ - نينا تابان ٢٤- پروين جبارزاده ٢٥ - ضرغام جعفرپور ٢٦ - محمود جليلي ٢٧ - حسين جمالي ٢٨ - بهزاد جواديان ٢٩ - بهرام جهانبخش ٣٠ - آرش جهاني ٣١ - غريبه حسيني ٣٢ - بابک خاني ٣٣ - جمال خسروي ٣٤ - بهمن ذاکر ٣٥ - شمسي ذاکري ٣٦ - الهام رادمنش ٣٧ - پونه راوي ٣٨ - حميد رحيم پور ٣٩ - ايرج رضايي ٤٠ - رضا رضايي ٤١ - سعيد رياحي ٤٢ - سيامک زارع ٤٣ - امير زاهدي ٤٤ - صادق زندي ٤٥ - فرهاد زندي ٤٦ - پروين سليمي ٤٧ - پريسا سليمي ٤٨ - فرنگيز شادروان ٤٩ - سيامک شريفي ٥٠ - نازيلا صادقي ٥١ - داريوش صفا ٥٢ - راضيه صلواتي ٥٣ - سيامک طهماسب پور ٥٤ - محسن عابديني * ٥٥ - علي عبديان نيا ٥٦ - اسماعيل عليجاني ٥٧ - مجيد فرجيان ٥٨ - دنيس فردوسي ٥٩ - جوان فريدون ٦٠ - طغرا قره گوزلو *٦١ - رحيم کرمي ٦٢ - ناصر کشکولي ٦٣ - فاطمه کلواني ٦٤ - سهيلا کياني ٦٥ - پارسا كريمي ٦٦ - مجيد مجيدي ٦٧ - فرزاد محمدي ٦٨ - نويد محمدي ٦٩ - ناصر محمودي ٧٠ - بانو مخبر ٧١ - جمشيد مدرس اول ٧٢ - آرمان مرادي ٧٣ - اسماعيل مردوخي * ٧٤ - شهرام مظفر قديرلي ٧٥ - فلورت معارفي ٧٦ - هادي موسوي ٧٧ - ماشا موسي وند ٧٨ - سيروس مهدي زاده * ٧٩ - آرش مهدي نژاد ٨٠ - آناهيتا ناصر ٨١ - آرش ناصري ٨٢ - ارسلان ناظري ٨٣ - حبيب نصوحي ٨٤ - عليرضا نظري ٨٥ - علي نعمتي ٨٦ - ستار نوريزاد ٨٧ - هادي وقفي ٨٨ - سعيد ويسي ٨٩ - حکم هوشمند ٩٠ - شاهو ياسمني


در این راستا منتخبین تشکیلات سوئیس به ترتیب کسب آرائ بیشتر از راست به چپ عبارتند از :

۱/ آرش مهدي نژاد .... ۲/ شهرام مظفر قديرلي....۳/ رحيم کرمي....۴/ علي عبديان


همه باهم براي نجات جان محمد حسن رضايي ۱۹ ساله به پا خيزيم!
حكومت جانيان اسلامي ٬ براي ايجاد وحشت در بين مردم و بويژه پس راندن جنبش عظيم جوانان قصد خونريزي بيشتر را دارد. اعدام در ايران يك وسيله مهم در سر پا نگه داشتن اين حكومت فاسد و قرون وسطايي بوده و اكنون نيز حكومت تقلا ميكند٬ مردم معترض و بويژه جوانان به پا خاسته را با اعدامهاي متعدد در ايران ساكت كند. اكنون خبر رسيد كه يك نوجوان ۱۹ ساله در رشت در معرض اجراي حكم اعدام است.
محمد حسن رضايي متولد ۱۳۶۹ و اكنون فقط ۱۹ سال دارد٬ او در سن هفده سالگي در جريان يك درگيري با نوجوانان همسن خود٬ متهم است كه با ضربات چاقو مهيار عليزاده را به قتل رسانده است. اكنون حكم اعدام محمد حسن رضايي تائيد شده و او در آستانه اعدام است.
كميته بين المللي عليه اعدام از همگان و بويژه از سازمانهاي مخالف اعدام كودكان و نوجوانان دعوت ميكند٬ فورا به اين حكم اعتراض كنند.
در ميتينگهاي اعتراضي عليه اعدام٬ در مورد محمد حسن رضايي ٬ افشا گري كنيد و كمك كنيد جان اين نوجوان را نجات دهيم.


كميته بين المللي عليه اعدام

۱۶ نوامبر ۲۰۰۹
minaahadi@aol.com

احسان را اعدام کردند
طبق خبري كه به كميته بين المللي عليه اعدام رسيده٬ صبح امروز در زندان سنندج ٬ احسان را اعدام كردند.

اين جنايت در حالي انجام شد كه در شهر سنندج و چندين شهر كردستان حكومت نظامي به راه انداخته و نيروهاي سركوبگر و جنايتكارشان را روانه خيابانها كرده بودند. شهر سنندج را قرق كرده و راههاي ورود و خروج به شهر را كنترل ميكردند. اين جنايت وقيحانه و بيشرمانه٬ در حالي صورت گرفت كه در زندانهاي زيادي در اعتراض به اين حكم٬ زندانيان اسير حكومت فاشيست اسلامي  به اعتصاب غذا دست زده و در ايران و در دنيا موجي از نفرت و انزجار ٬ بسوي حكومت جانيان به راه افتاده بود.

قتل احسان فتاحيان و دهن كجي به اين موج ميليوني نفرت و اعتراض٬ فقط و فقط بيانگر٬ وجود حكومتي است كه با جنايت ميتواند بماند. اين حكومت در ايران و در دنيا هيچ مشروعيتي ندارد و فقط با ريختن خون و اعلام حكومت نظامي و جنايت پيشگي و وقاحت سر پا مانده است.

مردم كردستان و مردم  در سراسر ايران٬ با اعتراضات ميليوني  و با نشان دادن گوشه اي از خشم فرو خفته ساليان٬ به اين جنايتكاران نشان دادند كه براي سرنگون كردن اين بساط خون و جنايت٬ به پا خاسته و هيچ راه فراري براي حاكمين ٬ باقي نخواهند گذاشت.

هيچ درجه جنايت و سبعيت و وحشيگري نميتواند اين بناي ويران شده را نجات دهد. قتل احسان و بيرحمي و جنايت پيشگي حكومت اسلامي  و دستگاه قضايي آن٬ نميتواند خللي در عزم جزم مردم براي به زير كشيدن جانيان اسلامي ايجاد كند. اين جنايت سبعانه و بيشرمانه خشم و نفرت ميليوني ما را بيشتر كرده و به آتش خشم همه ما عليه  مشتي آخوند مفتخور و دستگاه فاسد و جنايت پيشه اسلامي خواهد دميد.

كميته بين المللي عليه اعدام ٬ ضمن ابراز همدردي عميق و تسليت به خانواده احسان٬ به مردم كردستان و به  همه كسانيكه براي نجات جان احسان تلاش كردند٬ اعلام ميكند كه  روز سرنگوني اين حكومت نزديك است و بايد همه ما براي به زير كشيدن اين جنايتكاران بيشرم٬ به پا خيزيم.


گرامي باد ياد عزيز احسان فتاحيان

مرك بر حكومت اسلامي


كميته بين المللي عليه اعدام

۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

به اتحاديه اروپا و شوراي حقوق بشر سازمان ملل

احسان فتاحيان را به " جرم" ارتداد ميخواهند اعدام كنند.
جمهوري اسلامي ايران ميخواهد احسان فتاحيان را سه روز ديگر يعني  چهارشنبه ۱۱ نوامبربرابر با ۲۰ آبان  اعدام كند. احسان اهل كرمانشاه است و حدود دو سال قبل در كامياران دستگير شده است.او به اتهام رابطه و فعاليت با سازمانهاي اپوزيسيون و به جرم ارتداد در زندان سنندج به سر ميبرد و حكومت اسلامي ميخواهد با اجراي اين حكم اعدام٬ به اعدام فعالين سياسي و زندانيان اسير در زندانهاي ايران و در كردستان دست بزند.  حکم اعدام احسان در حالی به‌ تایید دادگاه تجدید نظر رسیده‌ است که‌ حکم دادگاه بدوی ده‌ سال زندان توام با تبعید به‌ شهر رامهرمز واقع در استان خوزستان بوده‌ است.
اكنون به وكيل احسان گفته اند براي حضور در مراسم قتل او در روز چهارشنبه به زندان سنندج برود.

كميته بين المللي عليه اعدام به همه سازمانهاي اپوزيسيون٬ به نهادهاي مدافع حقوق انساني و همچنين به اتحاديه اروپا و دولتهاي اروپايي اعلام ميكند كه بايد فورا براي جلوگيري از اين فاجعه كاري كرد.

ما از همگان دعوت ميكنيم به اين حكم فورا اعتراض كرده و مانع اجراي اين حكم شوند.

در همه جا به خيابان آمده و به اين حكم جنايتكارانه اعتراض كنيد.

كميته بين المللي عليه اعدام

Image and video hosting by TinyPic

Mina Ahadi und Ex-Muslime Schweiz in Bern

صفحات


تراژدی وطن

جدیدترین اخبار


اسلاید اسلام و انسان

منتخب از راهپیماییهای سوئیس تا سال 2009