![]() |
| نوید مینایی |
اسامی ٩٠ نماینده کنگره ھفتم حزب، منتخب تشکیلاتھای کشوری در نشریه انترناسیونال شماره ۳۲۴ به صورت زیر منتشر گردید. احسان فتاحيان در اعتراض به خطر اجراي حكم اعدام در روز چهارشنبه ، از يكشنبه ۸ نوامبر دست به اعتصاب غذاي خشك زده است.
احسان در زندان مركزي سنندج به اعت
صاب غذاي خشك دستزده خبر احتمال اجراي حكم اعدام وي در روز چهارشنبه ۲۰ آبان ماه در زندان سنندج پخش شده و احسان در اعتراض به اين برنامه ريزي براي قتل خودش توسط حکومت قاتلین ٬ دست به اعتصاب غـذای خشک زده است.
از زندان سنندج خبر رسيده كه فعالين سياسي دربند در زندان با ارسال نامه به نهادهاي مدافع حقوق انسان و مخالفين اعدام و با ارسال نامه به اتحاديه اروپا و سازمان ملل٬ خواهان دخالت فوري در اين موضوع و جلوگيري از قتل احسان شده اند.
كميته بين المللي عليه اعدام از همه فعالين خود در كشورهاي مختلف دعوت ميكند فورا دست بكار شده و با تماس گرفتن با دولتها و سازمان دادن ميتينگهاي اعتراضي و مجموعه اقدامات كمك كنند جان احسان را نجات دهيم.
كميته عليه اعدام از همه احزاب اپوزيسيون و نهادهاي مخالف اعدام دعوت ميكند كه در روزهاي آتي با مجموعه فعاليتهايي ٬ خبر اين واقعه را منعكس كرده و به اين حكم جنايتكارانه بهر طريق اعتراض كنند.
ما نبايد بگذاريم احسان را اعدام كنند. به پا خيزيم و براي نجات جان احسان اقدام كنيم.
كميته بين المللي عليه اعدام
۸ نوامبر ۲۰۰۹
با کلیک کردن بر روی آدرس اینترنتی زیر تمام فیلمهای امروز تا این لحظه را خواهید .
http://www.youtube.com/user/united4iran#grid/user/०१८१२५ड३६५०४०
اسلامی را به سرنگونی نزدیک تر کنند. ایستادگی و مقاومت مردم علیرغم وحشیگری نیروهای رژیم ستودنی است. بدنبال چند هفته اعتراض بی امان در دانشگاه های سراسر کشور، شعارهای امروز بسیار رادیکال تر و فضا بسیار رزمنده تر از همیشه است. امروز یکی دیگر از مناسبت های رژیم است که با مبارزه مردم آزاده و انقلابی علیه خودش تبدیل میشود و میخ دیگری بر تابوت حکومت ننگین اسلامی کوبیده میشود. علیرغم تهدیدات مکرر مقامات رژیم و فرماندهان جنایتکار اسلام، علیرغم بسیج هزاران نفر از اوباش حکومت و انواع نیروهای سرکوب حضور مردم در خیابانها گسترده و عظیم است. فیلم ها و تصاویری که لحظه به لحظه از ایران میرسد و گزارشاتی که از نقاط مختلف مخابره میشود روحیه مصمم و شجاعانه مردم را به خوبی نمایان میکند. این یک انقلاب عظیم است که جلو میرود و هرروز رادیکال تر و رادیکال تر میشود. انقلابی که تا همینجا حکومت اسلام را به زانو درآورده و به بن بست کشانده است. مقامات حکومت علیرغم تهدیدات بی وقفه و دستگیری و زندانی کردن مردم، به التماس افتاده اند، به هر دری میزنند نتیجه عکس میگیرند. اقدامات سرکوبگرانه خشم مردم را و التماس های آنها شجاعت و امیدواری مردم را بیشتر میکند. مردم مصممند که این رژیم را به گور بسپارند و قصد کوتاه آمدن ندارند.طبق گزارشات مختلف صدها نفر از مردم دستگیر و صدها نفر مصدوم و مجروح شده اند. تعدادی از دستگیر شدگان بعد از ساعاتی آزاد شدند و تعدادی به نقاط نامعلوم برده شدند. همبستگی مردم در خیابانها و در خانه هائی که اکثرا به روی مردم باز است قابل توصیف نیست. فضا یکپارچه شور و اعتراض است.
در زیر برخی گزارشات را که تا این لحظه به حزب رسیده است میخوانید:
سپیده سحر- تهران
از ساعت ٩ صبح سیل حرکت اتوبوسهای واحد از شهرهای اطراف تهران و کرج بسوی سفارت آمریکا در خیابان تخت جمشید (طالقانی) بحرکت درآمد. رژیم بااستفاده از نیروی بسیج دانش آموزیش در محلات رباط کریم، اسلامشهر، ورامین، شهریار، قلعه حسن خان، حصارک و فردیس کرج قصد داشت آبروئی برای مضحکه ضد استکبار جهانی اش بخرد. اما با نیروی گسترده جوانان انقلابی روبرو شد. مقاو مت پر شور هزاران جوان دانش آموز و دانشجو و هم چنین مردم انقلابی عرصه را بر نیروی سرکوبگر نتگ کرده بود. نمونه این شکست ها را رژیم در برپایی مراسمات فرمایشی خود مانند روز جهانی کارگر در سالهای گذشته تجربه کرده بود. نیروی لومپن سرکوبگر به وحشت افتاده بود. خط مترو ترددش در ایستگاهای دروازه دولت، طالقانی، هفت تیر، انقلاب و فردوسی کاملآ قطع بود. خط ویژه بی، آر، تی (ترن وا) از دروازه دولت تا میدان انقلاب مختل شده بود. خیابانهای فردوسی به توپخانه، ایرانشهر، چهار راه کالج تا چهار راه ولی عصر و میدان انقلاب، سمیه، نجات اللهی، قرنی، کل طالقانی شرقی وغربی، کریمخان، ولیعصر، فلسطین، وصال و بلوار کشاورز سراپا پر از نیروی سرکوب و گارد ویژه بود. مردم انقلابی در کوچه ها و خیابانها، بصورت پیاده و در تیمهای مختلف با انواع شعار ضد حکومتی مانند دانشجو می میرد ذلت نمی پزیرد، با کف زدنها و زنده باد آزادی، مرگ بر دیکتاتور، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، و با صدائی که شعارهای حزب اللهی ها را خفه میکرد به خیابان آمده بودند. راه پیمایی از سفارت آمریکا تا ولی عصر و از بلوار کشاورز و خیابان ١٦ آذر به دانشگاه تهران ادامه داشت. سرانجام در ساعت یک و نیم تظاهرات کنندگان در این مناطق متفرق شدند.
گزارش دیگری از تهران:
امروز فضا سیاسی تر از تظاهرات های قبل بود. بسیار رادیکال تر بود. تظاهراتی وسیع و توده ای که زن و مرد، پیر و جوان همه بیرون بودند. ولی جوانانه تر بود. همه گونه شعار در دهها خیابان در مرکز تهران داده شد. بچه هایی که قبلا
شاید بشود گفت بیش از ١٠هزاز نیروی علنی سرکوب به خیابانها آورده بودند و همه جا قلقله بود. اما مردم نمی ترسیدند و شعار میدادند. با بیرحمی میزدند اما مردم یاد گرفتند چه بکنند و در مسیرهای مختلف پخش میشوند و آنها را فرسوده میکنند. آنها هم از رفتن به میان جمعیت میترسند. تک تیراندازی های پراکنده ای بود ولی از وحشت به شدت روی مردم داد می کشیدند و عربده می کشیدند و فحاشی می کردند. می خواستند به هر شکلی هست به وضعیت خاتمه دهند. در تمام محلات و خیابانهای فردوسی به توپخانه، ایرانشهر، چهار راه کالج تا چهار راه ولی عصر، هفت تیر، میدان انقلاب، سمیه، نجات اللهی، قرنی، کل طالقانی شرقی و غربی، کریمخان، ولیعصر، فلسطین، وصال و بلوار کشاورز و ... نیروی سرکوبگر مستقر بودند و همه جا مردم درگیر میشدند و آنها را هو میکردند. شدید ترین درگیری در مسیر بلوار کشاورز اتفاق افتاد ولی ما ندیدیم کسی آسیب جانی ببیند و چیزی هم در این مورد نشنیدیم. باور کنید بحدی جوانان انقلابی شور و شوق داشتند که گاهگاهی وسوسه می شدم بروم وسط و آنطوری که دلم می خواست شعار بدهم. مرتب نیروهای انتظامی را دست می انداختند. امروز اساسا حزب الله بود که الله اکبر میگفت، چون روز نمایش اشغال لاله جاسوسی شان بود و جوانان جواب درخور میدادند و شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر میدادند و آنها را هو میکردند. چقدر جالب بود. واقع انسان روحیه میگرفت و احساس قدرت میکرد. مردم شاکی وعاصی فریاد میزدند و نیروی وحشی تا دندان مسلح سرکوب را هیچ میگرفتند. جوانان آنچنان هشیار بودند که با کف زدن به هر سمتی، جهت حرکت و شعارها را عوض میکردند گویی جایی دوره دیده اند. یکی از مشخصه های شکست مانور تو خالی تجمع جلوی سفارت رژیمی ها این بود که در پایان، تعدادشان یک چهارم جمعیت خیابان ١٦ آذر هم نبود. این نشاندهنده ریزش نیرو و فرار بچه ها از تظاهرات نمایشی آنها بود. باقی شهر صحنه درگیری مردم و نیروهای سرکوبگر و شعار مرگ بردیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد بود.
گزارشی از هفت تیر:
امروز هفت تیر بودم جمعیت زیادی بود. شعارها رادیکال بود. ما یک جمع بودیم که با هم به آنجا رفته بودیم. شعار دادیم آزادی برابری حکومت انسانی. جمعی تکرار کردند. نیروی انتظامی حمله کرد. رنگ می پاشید که شناسایی و مشخض شوی تا بعد دستگیر کند. روی یکی از ما رنگ پاشیدند. فرار کردیم و به منزلی رفتیم. لباس را عوش کردیم و این بار همراه آن خانواده و تعدادی دیگر برگشتیم و همان شعارها را دادیم. باز حمله شد و فرار کردیم هر جا که میرفتیم با مردم آنجا دوباره جمعی برمیگشتیم و همین شعار را میدادیم. آزادی برابری حکومت انسانی. آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه. زندانی سیاسی آزادی باید گردد و کپه و کپه این شعار داده میشد. روز اعتراض بزرگ و وسیعی بود.
طبق گزارش دیگری امروز در هفت تیر مردم شعار میدادند نه موسوی، نه احمدی، آزادی و برابری، مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد. شعارهای دیگر خامنه ای قاتله ولایتش باطله، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر احمدی نژاد بود.
شهریار کرج:
در شهریار مردم بصورت جمعهای صد و دویست نفره شعار میدادند। جنگ و گریز بود। مردم شعار میدادند بهداشت و درمان رایگان میخواهیم. طرح یارانه احمدی را نمیخواهیم. مرگ بر دیکتاتور. زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
اهواز:
تبریز:
دیشب به منزل تعدادی حمله کردند و تعدادی را دستگیر کردند که جلو تجمعات امروز را بگیرند. اما دانشجویان و مردم زیادی در فلکه دانشگاه جمع شدند. نیروی انتظامی حمله کرد. کوچه به کوچه جنگ و گریز بود. تعدادی دستگیر شدند. شعارها از جمله جمهوری اسلامی نمیخواهیم، مرگ بر دیکتاتور، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر احمدی نزاد.
شیراز:
امروز در شیراز مردم وسیعا بیرون آمدند. مسیرهای منتهی به دانشگاه را از همه طرف بسته بودند. جلوی دانشگاه تعدادی تجمع کردند که حمله شد و پراکنده شدند. تجمع کنندگان در حال جنگ و گریز شعار مرگ بر دیکتاتور میدادند. ماشین ها همه بوق میزدند. نگذاشتند تجمع شود. ساعت ده تا ده و نیم در محلاتی از شهر تجمع بود و مردم علنی تر از روزهای قبل شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای میدادند. حزب اللهی ها میگفتند مرگ بر آمریکا مردم جواب میدادند مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه.
مشهد:
در مشهد نیز مردم بیرون آمدند اما فشار نیروهای سرکوب بسیار زیاد بود। برای شب مردم قرار تجمع گذاشتند। شب قبل نیز اجتماع بزرگ اعتراضی در مشهد برپا شد.
http://www.youtube.com/user/united4iran#grid/user/EB0181C25D365040
جمهوری جنایت اسلامی در روزهای اخیر بهنود شجاعی نوجوانی را که متهم بود در سن ۱۷ سالگی مرتکب جرم شده است اعدام کرد। چند نوجوان دیگر که آنها نیز درسن کمتر از ۱۸ سال متهم به ارتکاب جرم شده اند٬ قرار است طی روزهای آتی اعدام شوند. در همین روزها محمدرضا عليزماني٬ حامد روحي نژاد٬ آرش رحماني پور٬ ناصر عندالحسيني٬ داوود فربچه مير اردبيلي نیز به اتهام شرکت در تظاهرات و وابستگی به سازمانهای اپوزیسیون و به جرم ارتداد و محاربه با خدا محکوم به اعدام شده اند. روزهای ۶ و ۸ اکتبر نیز شش نفر در اهواز اعدام شدند. این بخشی از کارنامه سراپا جنایت این حکومت در چند روز گذشته است. باید با تمام قوا درمقابل این ماشین جنایت ایستاد و دنیا را بر سر این حکومت خراب کرد.
وکلای افرادی که به اتهام شرکت در تظاهرات به اعدام محکوم شده اند و برخی از سازمانهای مدافع حقوق بشر اعلام كرده اند كه اين افراد قبل از تظاهراتهاي اخير دستگير شده و "جرم" آنها گزارش دادن به راديوهاي اپوزيسيون و يا تلاش براي خروج از ايران و پناهندگي در كشور دیگر بوده است. جمهوری اسلامي مي خواهد از اين طريق تعدادي از فعالين سياسي و شرکت کنندگان در تظاهرات ها را اعدام كند و زمينه را براي اعدامهاي بيشتر فراهم سازد. سران جمهوری اسلامی به عبث فکر میکنند با این جنایات مردم را مرعوب میکنند و حکومت خود را نجات میدهند.
کمیته بین المللی علیه اعدام یک اعتراض جهانی را علیه اعدام در ایران و بطور مشخص اعدام کودکان و فعالین سیاسی و شرکت کنندگان در تظاهرات ها سازمان میدهد و همگان را به شرکت در این کارزار و تظاهراتی که به این مناسبت در روز ۳۰ اكتبر برگزار میشود فرامیخواند. باید همه جا به اين زمينه سازي براي جنايات بيشتر از سوی حكومت اسلامي قویا اعتراض كنيم. هر جا كه زندگي ميكنيد٬ در هر شهري كه هستيد در مراكز و میادین اصلی٬ در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و یا ساختمان پارلمانها و ... اعلام تظاهرات كنيد.
ما ميتوانيم و بايد دوش به دوش مردم در ایران، دنيا را علیه ماشین جنایت جمهوری اسلامی بسیج کنیم। مردم دنیا خود را در کنار جنبش آزادیخواهانه مردم ایران می دانند و باید کاری کنیم که این نیروی اعتراض عظیم هر چه وسیعتر برای تقویت مبارزه مردم در ایران به میدان بیاید.
۱۳ اکتبر ۲۰۰۹- ۲۱ مهر ۱۳۸۸
حكومت اسلامي ايران يك حكومت ضد بشري٬ انسان كش و ضد انسان و ضد زن و كودك است و بايد اعدام سبعانه بهنود عامل ديگري باشد كه لكنت زبان را كنار گذاشته و واقعيت را صريح بيان كنيم. اين وظيفه همه ماست.
بايد با صداي رسا اعلام كرد كه حكومتي كه در آن ٬ قتل عمد انسانها به نظر و تصميم خانواده هايي واگذار ميشود كه زخم خورده و عصباني هستند ٬ خانواده هايي كه كسي را از دست داده اند٬ از نظر انساني و قوانين و استانداردهاي بين المللي٬ غير انساني و كاملا غلط است و بايد به اين روند زشت پايان داده شود.
بايد بعد از اعدام بهنود ديگر از كسي قبول نكنيم كه مجددا با عمده كردن دخالت خانواده هاي مقتول در اجراي احكام اعدام كه طبعا غير انساني است و بايد مورد اعتراض همه ما باشد٬ نقش جلاداني و سيستمي و حكومتي ٬ كمرنگ شود كه باعث و باني همه اين اوضاع فجيع و فاجعه بار است. حكومتي كه قوانين هزار و چهارصد سال قبل را در اين قرن ٬ قانون اساسي مملكت اعلام كرده و مشتي مرتجع و فاسد ريش و پشم دار و معمم و مكلا را همچون اختاپوس روي زندگي مردم انداخته است. حكومتي كه با چنك و دندان از قتل دفاع ميكند و همه دستگاه سركوبش٬ سپاه پاسداران و بسيج و زندان و سيستم قضايي اش براي كشتن و خون ريختن سازمان يافته است. حكومتي كه با شريك جرم كردن خانواده هاي مقتول و در مواردي تحت فشار گذاشتن آنها ٬ ميخواهد رذيلانه ٬ اتهام قتل را از روي خود برداشته و اعتراضات مردم عليه اعدام را به بيراهه بكشاند. اين حكومت جوان و كودك ميكشد٬ تا جيب هاي خامنه اي و رفسنجاني و لاريجاني و آخوندهاي ريز و درشت مفتخور پر شود و تا اينها و آقا زاده ها و خانواده هايشان در ناز و نعمت زندگي كنند و قدرت داشته باشند و از اين قدرت جهنمي بهر قيمتي دفاع كنند.
اعدام فجيع و وحشيانه است بويژه اعدام كودكان . امروز در ايران يك نوجوان را ٬ بهنود را ٬ كسي كه بارها او را پاي چوبه دار برده و آورده بودند٬ با پيگيري سيستم جنايتكار اسلامي و متاسفانه با انتقام جويي خانواده مقتول٬ كشتند.
اين جنايت رسمي و آشكار و در روز روشن بايد از سوي همه در دنيا محكوم شود. بايد عاملين و آمرين اين جنايت فورا دستگير و محاكمه شوند. اين جنايت پرونده جنايات حكومت فاشيست اسلامي را قطورتر كرد.
در اين يكشنبه دردناك و خونين بايد پيمان تازه كنيم تا سرنگوني اين جانيان دست از كار نكشيده و براي ويران كردن اين سيستم فاشسيتي و ضد انساني٬ اين سيستم اسلامي ضد انساني ٬ از پاي ننشينيم.
حكومت اسلامي بايد سرنگون شود و در اين برهه مهم از زمان٬ در اين مرحله مهم از مبارزات مردم براي سرنگوني اين حكومت دوستان واقعي مردم كساني هستند كه نه براي ادامه حيات اين حكومت و يا ادامه حيات جناح و بال ديگر اين حكومت ٬ بلكه براي جارو شدن كل اين بساط جنايت و شكنجه و تجاوز و چشم در آوردن و دست و پا بريدن ٬ اين دستگاه سنگسار و سبعيت اسلامي فعاليت كنند।
۱۱ اكتبر ۲۰۰۹
از آغاز تظاهرات تا کنون، صدها خانواده از مفقود شدن فرزندان خود که به تظاهرات رفته بودند خبر داده اند. رژیم جمهوری اسلامی با بسیاری از این خانواده ها تماس میگیرد تا اجساد گمشدگانشان را تحویل بگیرند.صبح روز دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۹ است. من در مركز خريد شهر كلن آلمان در يك ساختمان چند طبقه٬ به قصد خريد كردن آمده ام و يكباره تلفنم زنگ ميزند. آنسوي خط از ايران جواني با لهجه تركي حرف ميزند و ميپرسد٬ منو مي شناسيد٬ فورا صدايش را مي شناسم. ميخواهم از او بپرسم٬ " مادرت را سنگسار كردند" ؟؟ ولي اين جمله برايم سنگين تر از آنست كه به زبان بياورم. با عجله ميپرسم " از مادرت چه خبر؟" و او جواب ميدهد٬ هنوز هيچي. خانم احدي مادرم گفته به شما بگويم اونو فراموش نكنيد . و من قول ميدهم كه در نشست روز چهارشنبه ۱۶ سپتامبر با نمايندگان پارلمان سوئد در اين مورد حرف بزنم. به او ميگويم نگران نباش٬ ما هر چه از دستمان بيايد ميكنيم و در پايان با بغض ميگويم به مامانت سلام مرا برسان.
اين گفتگوي كوتاه در اين يك هفته لحظه اي از مغزم كنار نميرود. همانجا با خودم گفتم. چه خوب كه مجبور نبودم آلماني حرف بزنم. اگر اين يك جمله را به آلماني ميگفتم; " آيا مادرت سنگسار شد؟؟" ٬ سي نفر در اطرافم با تعجب برگشته و به من نگاه ميكردند. لابد ميگفتند اين از چي حرف ميزنه؟؟ اينجا كجاست و آيا ما كابوس نمي بينيم. همين سوال را همانجا از خودم كردم. آيا من خواب نمي بينم در مركز خريد يك شهر در اروپا و در قرن بيست و يك٬ از آنسوي خط يك جوان ۲۰ ساله نگران سنگسار شدن مادرش است. آيا واقعا اين يك كابوس نيست؟؟؟
چهارشنبه ۱۶ سپتامبر٬ پارلمان سوئد
صبح ساعت ۱۰ از خانه حركت ميكنيم و در نزديك پارلمان
چهر ه هاي جواناني كه ما را همراهي ميكنند٬ برايم شعف انگيز است. يك هيئت ده نفره از كميته بين المللي عليه اعدام٬ من و افسانه وحدت و كيميا پازوكي را همراهي ميكنند. يك جمع از بهترين انسانها كه وقت و انرژي زيادي صرف مقابله با اعدام و سنگسار ميكنند٬با حضور خود در اين ملاقات به ما قوت قلب ميدهند. ما به محل ميرسيم و بعد از احوالپرسي ٬ جلسه رسمي است و من بايد سخنراني كنم. از همينجا آغاز ميكنم...
دو روز قبل به من تلفن شد و من قول داده ام در مورد سكينه محمدي آشتياني در اينجا حرف بزنم. اين اولين بار نيست كه من به پارلمان سوئد آمده ام٬ بارها در مورد افسانه نوروزي٬ كبرا رحمانپور٬ شهلا جاهد٬ دلارا دارابي و نازنين فاتحي و دهها و دهها نفر ديگر قربانيان حكومت جنايتكار اسلامي با شما حرف زده ام. با شما و نمايندگان پارلمان از بسياري از كشورهاي اروپايي و در مركز اتحاديه اروپا در بروكسل و يا در نيويورك با نمايندگان سازمان ملل و همه شما سياستمداران ميدانيد كه موضوع بر سر يكي از جاني ترين و وحشي ترين حكومتها است. موضوع بر سر سنگسار كردن و چشم در آوردن در قرن بيست و يك است. من در اين ملاقاتها نگاههاي بي روح و توجيهات همه شماها را بارها و بارها شنيد ه ام. . حقيقت اينست كه در اينجا در مركز تمدن و پيشرفت٬ در قلب اروپا و در مركز دفاع مردم از استانداردهاي انساني و انسانگرايانه٬ دولتهايي بر سر كارند٬ در سوئد و آلمان و انگليس و فرانسه احزابي در قدرت و يا در اپوزيسيون هستند٬ كه ميتوانند سي سال اين فجايع را ببينند و آنرا قورت بدهند و دم نزنند. ما در اروپاي متمدن با سازمانها و احزاب و پارلمانها و حتي با فمينيستهايي طرف هستيم كه ميتوانند سر به بالين گذاشته و نفس راحت بكشند و چشم خود را بر اين فاجعه ببندند. امروز اما آمده ام بگويم كه اوضاع در حال تغيير است.
در اين روزها در ايران يك واقعه منحصر بفرد اتفاق افتاده است. مردم ايران با يك انقلاب عظيم اجتماعي عليه زن ستيزي٬ عليه اعدام ٬ عليه سنگسار و عليه دخالت مذهب دردولت و در جامعه به ميدان آمده اند. اين مردم نگاهشان به غرب است و دست ياري به سوي مردم غرب دراز ميكنند. با ارسال اخبار وعكسها و فيلمهاي حركات اعتراضي خودشان با ارسال فوري صحنه جان باختن ندا و يا با فرستادن پيام از زندانها به بيرون ميگويند در مورد ما در مورد شرايط وحشيانه اي كه بر اين مملكت حاكم كرده اند و يا در مورد سكينه محمدي آشتياني با مردم غرب حرف بزنيد.
مردم ايران به پا خاسته اند تا تكليف هيتلر زمانه را روشن كنند و نشان دهند كه با اين جانيان نميتوان " ديالوگ انتقادي" كرد. بايد اينها را سرنگون كرد.
امروز به پارلمان سوئد آمده ايم تا بگوييم كه اگر دولتهاي غربي خواهان ايراني بدون سلاح هسته اي و اتمي هستند٬ اگر از امنيت در خاورميانه دفاع ميكنند و اگر به مقابله واقعي با تروريسم اسلامي پاي بند هستند٬ بايد از مبارزات مردم در ايران دفاع كنند. هنوز فرصت براي اين دولتها و احزاب در قدرت و اپوزيسيون در اروپا هست٬ هنوز ميتوان از الگوي افريقاي جنوبي استفاده كرد. ميتوان جمهوري اسلامي را منزوي كرد. سفارتخانه هاي اين حكومت را بست و اعلام كرد حكومت اسلامي مشروعيت ندارد . اين تنها راه جلب اعتماد مردمي است كه در طي سالهاي سال اپورتونيسم و همراهي دوول غربي با فاشيستهاي اسلامي را تجربه كرده اند.
در تمام ساعات تظاهرات شعارهای جمهوری اسلامی مرگت فرارسیده، زندانی سیاسی آزاد باید گردد و حکومت ضدزن مرگت فرارسیده از بلندگوهای مختلف پخش میشد. حزب کمونیست کارگری یکی از فراخوان دهندگان این تظاهرات بود و فعالین حزب حضور چشمگیری در تظاهرات داشتند. صدها پرچم کوچک با شعار "احمدی نژاد جنایتکار است و باید محاکمه شود" و "آزادی برابری"، و نیز تعدادی عکس بزرگ از احمدی نژاد که روی آن "WANTED" نوشته شده بود، توسط فعالین حزب در میان مردم توزیع گردید که با استقبال گرم مردم روبرو شد و توسط مردم حمل میشد. بنرهای بزرگ حزب با شعارهای سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی، نه به مجازات اعدام، نه به آپارتاید جنسی و احمدی نژاد جنایتکار است توسط فعالین حزب برافراشته شده بود. فعالین حزب همچنین صدها نسخه از ده فرمان فوری انقلاب را در میان مردم توزیع کردند. میز کتاب بزرگ حزب در محل تظاه
رات نیز با استقبال مردم برای تهیه کتب و نشریات حزبی مواجه شد. لازم به توضیح است که بلندگوهای حزب در اختیار حاضرین در تظاهرات قرار داشت و علاوه بر مبلغین حزب، تعدادی از شرکت کنندگان از این طریق سخنرانی های پرشوری انجام دادند.همزمان با نیویورک در کشورهای مختلف از جمله سوئد، آلمان و انگلیس و ... نیز تظاهرات های مشابهی برگزار شد که گزارش مشروح آن در اطلاعیه های دیگر به اطلاع خواهد رسید. حزب کمونیست کارگری به مخالفین جمهوری اسلامی که تظاهرات های پرشور امروز را برگزار کردند درود میفرستد.
تظاهرات مقابل ساختمان سازمان ملل فردا نیز ادامه خواهد یافت. همه ایرانیان مقیم آمریکای شمالی را به پیوستن به این تظاهرات فرامیخوانیم.
٢٣ سپتامبر ٢٠٠٩
در همبستگی با انقلاب آزادیخواهانه مردم در ایران، هرچه گسترده تر به حضور احمدی نژاد رئیس جلادان کهریزک و اوین اعتراض کنیم و این سفر را به یک شکست بزرگ دیگر برای حکومت اسلامی تبدیل کنیم. احمدی نژاد یک جنایتکار است و باید دستگیر و محاکمه شود. این خواست عادلانه و بحق مردم ایران است. با حضور وسیع خود در مقابل سازمان ملل و در میادین همه شهرها دست به اعتراض بزنیم. تا همینجا رئیس حکومت آدمکشان چنان تحت فشار بوده است که حتی هتل های آمریکایی حاضر به پذیرش سرکرده جلادان نیستند و مراسم شام و سخنرانی او را لغو کرده اند. .
مينا احدي در اين گفتگوها آخرين اخبار در رابطه با اعتراضات ميليوني مردم را به اطلاع حاضرين رسانده و از سياست مماشات و همراهي دولت سويس با جمهوري اسلامي ايران به شدت انتقاد كرد.
مينا احدي گفت كه مردم ايران با يك حركت ميليوني , نشان دادند كه حكومت اسلامي نميخواهند و با قوانين و مقررات ضد انساني و ضد زن اسلامي مبارزه ميكنند. آنها خواهان همياري بين المللي براي سرنگوني حكومت و پايان دادن به اين كابوس وحشتناك هستند.
سپس در محل كنفرانس مطبوعاتي پارلمان, مينا احدي يك كنفرانس مطبوعاتي داشت و در يك سخنراني كوبنده و پرشور, از سياستهاي دولت سويس انتقاد كرد و به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. او گفت: من بعنوان يك فعال مدافع حقوق انساني و فعال مبارزه عليه اعدام و سنگسار, تا كنون سه بار در محل وزارت امور خارجه سويس , با نمايندگان اين وزارتخانه ديدار و كفتگو كرده ام. آنها همواره به صحبتهاي پشت پرده با جنايتكاران اسلامي اشاره كرده و سياست ديالوگ انتقادي يا به زبان روشن تر, سياست مماشات و همكاري با جمهوري اسلامي را مطرح كرده و عملا آنرا پيش برده اند. من امروز نيامده ام, اينجا از نقض حقوق بشر و يا خطر اعدام و سنگسار حرف بزنم, آمده ام بگويم كه مردم ايران اين بار يكپارچه به پا خاسته و پاسخ همه اين مماشات و توجيهات رنگارنگ را با يك خيزش و انقلاب عليه حكومت اسلامي دادند. امروز سوال اينست كه آيا دولت سويس و اتحاديه اروپا كماكان سياست اپورتونيستي و كوته بينانه خود را در مورد جنايتكاران حاكم بر ايران ادامه ميدهد. آيا باز هم منافع اقتصادي و تجارت با حكومت در حال فروپاشي و سرنگوني حكومت اسلامي را ادامه ميدهد, يا بر عليه اين جنايتكاران و سردمداران جنبش كثيف اسلامي موضع ميگيرد. من آمده ام بگويم كه فرصت كم است و دولتهاي اروپايي بايد تصميم بگيرند. آيا كماكان از يك حكومت فاشيست و ديكتاتور دفاع ميكنند و يا توجه اشان معطوف به مردم ميشود. مينا احدي با اشاره به سفر وزير امور خارجه سويس خانم كالمي –ري به ايران وملاقات او در حاليكه محجبه بود با احمدي نژاد , گفت: حجاب بر سر كردن كالمي – ري, با اعتراض و انزجار زنان در ايران و فعالين مدافع حقوق انساني روبرو شد. اين يك اسكاندال سياسي بود و در رسانه هاي سويسي نيز انعكاس يافت. و كالمي-ري در توجيه اين رفتار خود گفت كه در ايران قانون اينست و من قانون را رعايت كردم, من از خانم كالمي –ري ميپرسم, در ايران قانون اين هم هست كه زنان را سنگسار ميكنند و جوانان را با طناب دار اعدام ميكنند, آيا ايشان حاضر است طناب دار را به گردن يك نوجوان بياندازد؟
همچنين مينا احدي ملاقات رييس جمهور سويس با احمدي نژاد را در جريان كنفرانس دوربان دو به شدت محكوم كرد
در پايان مينا احدي به سوالات پاسخ داد.
ساعت ۲ بعد از ظهر در مقابل پارلمان سويس يك ميز اطلاعاتي از طرف فعالين سازمان اكس مسلم برپا شده بود كه در آن عكس مبارزات اعتراضي و همچنين عكسهايي از كشته شدگان تظاهراتهاي اخير به صورت نمايشگاهي برپا بود. در اين جمع نيز مينا احدي گزارشي از حضور خود در پارلمان و كنفرانس مطبوعاتي را به اطلاع جمع رساند.
در مقابل پارلمان سويس تجمع كنيم و خواهان بستن سفارتخانه های رژيم اسلامي شويم!به دعوت تعدادي از احزاب پارلماني در سويس و با همكاري سازمان آزاد انديشان سويس مينا احدي يكي از رهبران سرشناس اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران در پارلمان سويس سخنراني ميكند و در يك كنفرانس مطبوعاتي در محل پارلمان به سوالات خبرنگاران در مورد جنبش اعتراضي مردم ايران پاسخ ميدهد.
اين كنفرانس مطبوعاتي و سخنراني در روزپنجشنبه 10ماه سپتامبر است.
همزمان با اين برنامه ٬ در كنار پارلمان سويس يك ميز اطلاع رساني با نمايشگاه عكسهائي ازسركوبها وجنايات رژيم از طرف شوراي مركزي اكس مسلم سوئيس و فعالين كمپين عليه تجاوز و شكنجه فراخوان داده شده است ٬ كه دراعتراض به تجاوز و شكنجه در زندانهاي جمهوري اسلامي و با خواست اعتراض جدي تر حكومت سويس به اين جنايات جمهوري اسلامي و بستن سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي است.
از همه ايرانيان مقيم شهر برن و ايرانيان در كشور سويس دعوت ميكنيم در اين تجمع اعتراضي در مقابل پارلمان سويس حضور بهم رسانند.
با تجمع خود در اين حركت اعتراضي صداي اعتراض ندا و ترانه و سهراب و همه عزيزان جانباخته را به گوش جهانيان برسانيم.
محل تجمع :bärenplatz
تلفن تماس: : 0764249161 علي عبديان نيا
زمان. ازساعت 13.00 تا 15.00
حركت اتوبوس از بانهوف زوريخ 10.30و از بانهوف اارائو ساعت 11.00
رضا ۱۶ ساله بود كه در جريان درگيري با فردي كه به ادعاي خودش٬ اين فرد هميشه مزاحم وي ميشده و در مسير كارش او را كتك ميزده٬ درگير ميشود در جريان دفاع از خود با چاقو به رحمان حمله كرده و باعث مرگ وي ميشود. اين اتفاق در ۲۰ اسفند ۸۲ اتفاق افتاده و رضا شش سال است كه در زندان است.
طبق نظر پزشكان رضا از بيماري افسردگي رنج ميبرده و اكنون نيز بعد از شش سال حبس در زندان و دست و پنجه نرم كردن با كابوس مرگ٬ بيش از پيش بيمار است. اما جمهوري جنايتكار اسلامي كه فقط و فقط با قتل و جنايت سر پا مانده ٬ رضا را به اعدام محكوم كرده و ديوان عالي حكومت اسلامي نيز اين حكم را تائيد كرده و اين حكم را براي اجراي احكام ارسال كرده است. در حقيقت اين جوان در آستانه اعدام است و بايد فورا براي نجات او كاري كرد.
متهم ديگر حسين است. ۲۱ مردادماه سال ۸۲ ٬ حسين به منظور ميانجيگري بين دوستانش وارد يك زد و خورد ميشود و در نهايت بدليل اينكه بنا به ادعاي وي تعدادي در اين دعوا شيشه و چاقو در دست داشتند٬ در اثر اصابت يك وسيله تيز به يكي از افراد درگير در اين دعوا متاسفانه وي به قتل ميرسد. حكم اعدام حسين نيز به تائيد ديوان عالي جنايتكاران رسيده و فقط بايد رئيس جديد قوه قضاييه لاريجاني٬ در ادامه جنايات وحشيانه و منزجر كننده شاهرودي٬ اين بار امضا براي به قتل رساندن و ريختن خون نوجوانان را شروع كند و اين حكم را امضا كند ٬ تا اين دونوجوان را جلادان به قتل برسانند.
اين حكومت اسلامي است و يكبار ديگر همگان در ايران و در دنيا مي بينند كه اين حكومت فقط با قتل مخالفين٬ با تجاوز و شكنجه و با اعدام نوجوانان و با سنگسار و جنايت سر پا مانده است. دستگاه قضايي حكومت اسلامي دستگاه انكيزاسيون و جنايت سازمان يافته است و هيچ كاري ندارد جز خون ريختن و ايجاد رعب و وحشت براي اينكه مشتي آخوند و جلاد و جنايتكار حرفه اي بمانند و بچاپند.
در شرايطي كه ميليونها نفر از مردم منزجر از حكومت اسلامي در خيابانها آمده و شعار مرگ بر ديكتاتور سر دادند٬ ضروري است كه همه ما متحدانه به پا خاسته و مانع اجراي حكم اين دو نوجوان شويم. به حكم قتل عمد اين دو نوجوان وسيعا اعتراض کنید।
تعدادی از سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر از جمله سازمان عفو بین الملل.خبرنگاران بدون مرز و انجمن بین المللی قلم روز شنبه 25.07 مصادف با 03 مرداد را روز به عنوان روز بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران تعیین کرده اند ما فعالین حزب کمونیست کارگری ایران در سوئیس در این روز تجمع اعتراضی خود را در شهر برگزار میکنیم ما از عموم مردم دعوت میکنیم که این فرصت را مغتنم شمرده و بار دیگر همبستگی بین المللی خود را با مبارزات مردم ایران در سطح وسیع نشان دهندمکان زوریخ .بانهوف اشتراسه 84
زمان شنبه 25.07 واز ساعت 14.00 تا 1600
تلفن تماس.0762812329 مسلم(شهرام) یوسفی
خدا را دیدم ! در خیابان آزادی تقاطع بهبودی دیدمش؛ تفنگ بود و شلیک میکرد؛ از بشریت زهر چشم میگرفت। آنطرفتر در امیر آباد دیدمش که سرب بود و داغ بود تا سینه ای داغ تر را بشکافد ، تا ندای بشریت را مُهری باشد بر لبانی خونسرخ । دیدمش که باتوم بود، بر گرده دخترکی میکوبید و صدای کوبیدن خدا را من میشنیدم। دیدمش که مشت بود که موهای پریشان عسل را گرفته به سمت ماشینش میکشید وعسل به دنبالش। دیدمش که عمامه داشت و پول داشت و خشمگین از صدای ما بود و درندگان دست آموزش را دیدم که زوزه کشان گوشت تن ما را میدریدند و میخوردند. پیشتر نیز دیده بودمش که طناب بود بر گردن دل آرا؛ و چه مفتخر بود که دل آرا بیاویزد. دیدمش که سنگ بود و صورت آمینا خرد میکرد، دیدمش که تیغ بود که لبهای سرخابی آن دختر زیبا را پاره میدرید، دیدمش بر پیکر سوسن و شیوا که روز ما را روز کارگر را بزرگ داشته بودند و خدا بود که غضب کرده بود و شلاق شده بود وبه انعطاف خود میبالید. دیدمش که با غرور راه میرفت و نعره میکشید و به دوستانش توصیه میکرد که ما را امان ندهند. دیدمش که پونز شده بود و چه محکم میکوبید روسری را بر سر آن زن که نامش را نمیدانم. دیدمش که بنزین بود بر اندام آن دختر جنوبی که گر گرفته بود و گوشواره اش گوشش شده بود. دیدمش که شوهر لقب داشت و به دختری خردسال همراه با هلهله دوستان و در گورستانی به نام حجله تجاوز میکرد و حاج آقایی آنطرفتر اجرتش را میگرفت! خدا را سالهاست میشناسم ! چند ماهه بودم که پدرم را به اوین، کاخ تابستانی خدا، برده بودند و خدا برایش گیلانی و لاجوردی و شلاق و مشت و سیلی و طناب شده بود. خدا را سالهاست که میشناسم ! من خداشناسم!
ای خدا ! تو نیز مرا بشناس! من آنم که کمر به نابودی تو بسته! من آنم که از پای نمینشیند تا تو را از اریکه منحوس قدرتت پایین نیانداخته! من صدای دل آرا و ندا و اشکان و سهراب و ترانه و ایرج و کیانوش و آرمان و عسل و شیوا و غلام و تهران و تبریز و اصفهان و شیراز و مشهد و قم و کازرون و همدان و سنندج و مریوان و زنجان و کرمانشاه و گچساران و اهواز و زاهدان و مازندران و گیلانم! من زنم که تو دشمن من و من تشنه خون تو! من کودکم که خنده من شکنجه روح توست! من جوانم که اراده من حکم سقوط توست! من کارگرم که آفریدگار منم و تو پوچی و رذلی و خونخوار و جبّار!
به یارانت بگو من کابوس شبشان و عذاب روزشانم! بگو من عزم جزم کرده ام که آدمخوار منقرض کنم. بگو خانه یارانت را برسرشان خراب میکنم. بگو خود تو را نشانه گرفته ام که تو سالهاست مرا نشانه گرفته ای! بگو راه فرار ندارند و چاره ای جز تسلیم ! بگو ! به آنها بگو که چه بیچاره ای هستی و آنها چه بدبختهایی هستند! بگو که ترا در برابر خیل عظیم انسان توانی نیست و اینان محکوم به فنایند!
خدا! ای جرثومه فساد! حکومتت سرنگون باد! به دست من!

در اين روز همصدا و همگام با تظاهراتهاي دانشجويان .معلمان.زنان.و كارگران و با شعار مرگ بر حكومت اسلامي و حكومت اسلامي نميخواهيم به تظاهرات مقابل سفارتخانه هاي رژيم در سراسر دنيا دست بزنيم.
خواسته ما از دولتها و مخصوصا دولتهاي غربي اينست كه روابط سياسي وديپلماتيك خود را با رژيم مرتجع اسلامي قطع كنند و در راه سرنگوني رژيم به مردم ازاديخواه ايران كمك كنند.
مكان:========= شهر زوریخ هلوتیا پلاتز
زمان:========= پنج شنبه 09.07.2009 از ساعت 18:00
تلفنهاي تماس :------- آرش مهدی نژاد : 0764006962 ---------- فرشيد عبدي: 0788485825
......................تشكيلات خارج كشور حزب كمونيست كارگري ايران سوئيس......................
جنبش توده ای برای سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی ده ساله شد. ۱۸ تیر ده سال قبل تهران و هیجده شهر ایران شاهد اعتراضات گسترده مردم علیه جانیان حاکم بود. مردم پس از دو دهه حاکمیت منحوس مشتی اوباش، بصورت گسترده و سراسری بپا خاستند و به مقابله ای قهرمانانه با آنها پرداختند. شعارهای "آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه" و "مرگ بر طالبان چه در کابل چه تهران" بوضوح خواست مردم برای سرنگونی رژیم و خلاصی از حکومت مذهبی را نشان میداد.
ده سال پیش همچون امروز، مردمی که ابتدا درشکاف ها و منازعات جناح های رژیم بمیدان آمده بودند، بسرعت از آنها عبور کردند. در فاصله انتخابات ۷۶ تا تیر۷۸جنبش سرنگونی روز بروز قدرتمند تر شد و در هیجده تیر ۷۸مهر خودر را بر اوضاع سیاسی جامعه کوبید. این جنبش اگر چه سرکوب شد اما در اشکال دیگری بکار خود ادامه داد. از آن پس، جنبش سرنگونی اگر چه افت و خیرهائی را از سر گذرانده است اما عمیقتر، ریشه دارتر و گسترده تر شده است.
در حوادث یکماه گذشته نیز مردم با استفاده از شکاف های جناحی رژیم بمیدان آمدند و سناریو ۱۸
تیر ۷۸ را در ابعادی بمراتب گسترده تر، عمیقتر، مصمم تر و کوبنده تر تکرار کردند. همدلی و همبستگی مردم، شجاعت و رزمندگی آنها در اعتراضات اخیر جهان را بهت زده کرد و موجی از حمایت بین المللی را بدنبال آورد. انقلاب مردم برای بزیر کشیدن جنایتکاران براه افتاده است. مردم اینبار با شعارهای " مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر خامنه ای" همه تار و پود نظام را هدف گرفته اند.
رژیم اسلامی از این مهلکه جان سالم بدر نخواهد برد. قطار انقلاب برای سرنگونی رژیم اسلامی بحرکت در آمده است. هیچ نیروئی قادر بتوقف آن نخواهد بود. مردم نه فقط امیدوارند رژیم را سرنگون کنند، بلکه بر این باورند که این کار ممکن است.
اکنون رژیمی متزلزل تر، با شکاف های عمیقتر از قبل، فاقد مشروعیت حتی در درون صفوف خود، فاقد مشروعیت از نظر بین المللی و مورد نفرت داخلی و بین المللی، در مقابل مردم قرار گرفته است.
۱۸ تیر بمناسبت دهمین سالگرد آغاز جنبش توده ای برای سرنگونی جمهوری اسلامی در خارج کشور بمیدان بیائیم و جنبش توده ای برای سرنگونی جمهوری اسلامی را پر قدرت تر کنیم.
مرگ بر جمهوری اسلامی !
مرگ بر دیکتاتور!
حزب کمونیست کارگری ایران تشکیلات خارج کشور
زنده باد همبستگی واتحاد جهانی با مبارزات مردم ایران
زنده باد جمهوری سوسیالیستی
مکان: زوریخ هلوتیا پلاتز
0765272794 شهرام قدیرلی
پیروز باد مبارزات مردم برای آزادی و برابری
زنده باد همبستگی جهانی از مبارزات مردم ایران
تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران















